السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

446

تفسير الميزان ( فارسي )

اوصافى مىستايد كه در تورات و انجيل ستوده . و مؤمنين را كه عمل صالح انجام داده‌اند وعده جميل مىدهد . اين آيه متصل به آيه قبل است ، چون در آن آيه مىفرمود كه او رسول خود را به هدايت و دين حق فرستاده . * ( « مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّه . . . » ) * ظاهرا اين جمله مركب است از مبتدا و خبر ، و كلامى است تمام . بعضى « 1 » گفته‌اند : « محمد » خبر مبتدايى است كه حذف شده و آن ضميرى است كه به كلمه « رسول » در آيه سابق برمىگردد و تقديرش « هو محمد » مىباشد و « رسول اللَّه » عطف بيان و يا صفت و يا بدل است . بعضى « 2 » ديگر گفته‌اند : « محمد » مبتدا و « رسول اللَّه » عطف بيان ، يا صفت و يا بدل است و * ( « الَّذِينَ مَعَه » ) * هم عطف بر مبتدا و جمله * ( « أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ . . . » ) * خبر مبتدا است . * ( « وَالَّذِينَ مَعَه أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ » ) * - اين جمله نيز مركب است از مبتدا و خبر . پس كلام در اين صدد است كه مؤمنين به رسول خدا ( ص ) را توصيف كند ، و « شدت » و « رحمت » كه دو صفت متضاد است از صفات ايشان شمرده شده . و جمله * ( « أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ » ) * را مقيد كرد به جمله * ( « رُحَماءُ بَيْنَهُمْ » ) * تا توهمى كه ممكن بود بشود دفع كرده باشد ، و ديگر كسى نپندارد كه شدت و بىرحمى نسبت به كفار ، باعث مىشود مسلمانان به طور كلى و حتى نسبت به خودشان هم سنگدل شوند لذا دنبال « اشداء » فرمود * ( « رُحَماءُ بَيْنَهُمْ » ) * يعنى در بين خود مهربان و رحيمند . و اين دو جمله مجموعا افاده مىكند كه سيره مؤمنين با كفار شدت و با مؤمنين رحمت است . * ( « تَراهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً » ) * - كلمه « ركع » و همچنين كلمه « سجد » جمع راكع و ساجد است . و مراد از اينكه فرمود : مؤمنين را راكع و ساجد مىبينى اين است كه مؤمنين نماز مىخوانند . و كلمه « تراهم » استمرار را مىرساند . و حاصل معناى جمله اين است كه : مؤمنين مستمر در خواندن نمازند . و جمله مورد بحث خبر دوم است براى مبتداى گذشته ، يعنى كلمه * ( « وَالَّذِينَ مَعَه » ) * . * ( « يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّه وَرِضْواناً » ) * - كلمه « ابتغاء » كه مصدر « يبتغون » است به معناى طلب است . و كلمه « فضل » به معناى عطيه است كه در اينجا منظور از آن ثواب است . و كلمه « رضوان » به معناى خشنودى است ، هم چنان كه كلمه « رضا » به اين معنا است ، ولى كلمه رضوان در رساندن اين معنا بليغتر است .

--> ( 1 و 2 ) روح المعانى ، ج 26 ، ص 123 .